نبرد رستم با فرزند سهراب(برزو نامه)
ادامه در ادامه مطلب
ادامه در ادامه مطلب
جور و بغداد و بصره و ازرق اشک و کاسه گر و فرودینه
(ادیب الممالک فراهانی)
به گفته برخی از محققان این خط ها از نشانه های آیین مهری است
که به این شکل دگرگون شده اند
غزلی از خسرو فرشیدورد
این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست
این خاک چه زیباست ولی خاک وطن نیست
آن کشور نو، آن وطن دانش و صنعت
هرگز به دل انگیزی ایران کهن نیست
در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان
لطفی ست که در کلگری و نیس و پکن نیست
در دامن بحر خزر و ساحل گیلان
موجی ست که در ساحل دریای عدن نیست
در پیکر گلهای دلاویز شمیران
عطری ست که در نافه آهوی ختن نیست
آواره ام و خسته و سرگشته و حیران
هرجا که روم هیچ کجا خانه من نیست
آوارگی و خانه به دوشی چه بلایی ست
دردی ست که همتاش در این دیر کهن نیست
من بهر که خوانم غزل سعدی و حافظ
در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست
هرکس که زند طعنه به ایرانی و ایران
بی شبهه که مغزش به سر و روح به تن نیست
پاریس قشنگ است ولی نیست چو تهران
لندن به دلاویزی شیراز کهن نیست
هر چند که سرسبز بود دامنه آلپ
چون دامن البرز پر از چین و شکن نیست
این کوه بلند است ولی نیست دماوند
این رود چه زیباست ولی رود تجن نیست
این شهر عظیم است ولی شهر غریب است
این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست
حماسه معراج خونين عاشقانه سالار شهيدان، حضرت ابيعبدالله امام حسين ـ عليهالسلام ـ سلاله پاک رسول اکرم خاتم النبيين حضرت محمد مصطفي ـ صلواتالله عليه ـ در آثار مولانا در سياق (context) و چهارچوب (framework) توحيد و «سير محبي» به سوي توحيد ربوبي، معني و مفهوم پيدا ميکند. حضرت حق ـ جل جلاله ـ رب حسين است و «سلطان عشق خونين»، مربوب حضرت محبوب است.
مثنوي مولانا، کتاب «توحيد» است و سير عاشقانه به سوي حضرت
هوالاول والاخر و الظاهر و الباطن. (3 ـ حديد) و کتاب ديوان کبير کليات شمس تبريزي
مولانا «عشق نامه» اوست؛ «يا انيس من لا انيس له»؛ «يا من لا يرغب الا اليه»؛ «يا
خير المرغوبين» (دعاي جوشن کبير).
مولانا در اين دو کار بزرگ خود، به حماسه امام حسين (ع) از ديد عرفاني پرداخته
است. در اين وجيزه به روايت مولانا از امام حسين (ع) در چهار غزل کليات شمس و يک
حکايت از مثنوي پرداخته ميشود.
ماه هاي رومي به نقل از كتاب نصاب الصبيان اثر ابو نصر فراهي
بدان اي گل كه رويت نو بهار است هزج بحر لطيف آبدار است
مفاعيلن مفاعيلن مفاعيل شهور روم اين هشت وچهار است
دو تشرين و دو كانون و پس آنگه شباط و آذر و نيسان اياراست
حزيران و تموز و آب و ايلول نگه دارش كه از من يادگار است
تشرين اول تشرين اخري كانون اول كانون آخر(غياث الغات)
اين ماه هادر حال حاضر در كشور هاي عربي مانند سوريه لبنان فلسطين و.... به عنوان تقويم رسمي رايج است.
گفت وگو با دکتر محمود فتوحي به بهانه انتشار کتاب نظريه تاريخ ادبيات، اعتماد
عليرضا اکبري
نگارش تاريخ ادبيات در ايران تاريخچه يي ديرينه دارد. لباب الالباب (نگارش618 ق) اثر سديدالدين محمد عوفي بخاري را شايد بتوان نخستين اثر ادبيات فارسي دانست که مي توان آن را در حوزه تاريخ ادبيات دسته بندي کرد. پس از آن با نظر به شش قرن تاريخچه تذکره نويسي و قله هايي همچون تذکره الاوليا عطار نيشابوري مي توان گفت ادبيات فارسي در اين زمينه ميراثي قابل اعتنا دارد.
نگارش تاريخ ادبيات در دوره معاصر اما با تلاش هاي ايران شناساني مثل ادوارد براون و هرمان اته آغاز شد و سپس بزرگاني چون ميرزا محمد حسين فروغي (ذکاءالملک)، عباس اقبال آشتياني، بديع الزمان فروزانفر، جلال الدين همايي، سعيد نفيسي و... اين راه را ادامه دادند و آثاري ارزشمند در اين زمينه خلق کردند. اين آثار و ديگر تاريخ ادبيات هاي معاصر اگرچه در بستر زماني و اجتماعي خود آثاري بسيار قابل اعتنا هستند اما ضعف بنيان هاي استوار نظري و «نگرش تاريخي» به ادبيات کاستي است که در بسياري از اين آثار به درجات مختلف به چشم مي خورد. کتاب «نظريه تاريخ ادبيات» (انتشارات سخن) نوشته دکتر محمود فتوحي نخستين کتاب به زبان فارسي است که به طور مستقل به موضوع نظريه تاريخ ادبيات مي پردازد؛ مبحثي که بي شک جاي خالي آن در مباحث نظري ادبيات در ايران سال هاست حس مي شود. دکتر محمود فتوحي دانشيار دانشکده ادبيات دانشگاه فردوسي مشهد در حال حاضر سردبيري فصلنامه «نقد ادبي» را نيز بر عهده دارد. از ديگر تاليفات دکتر فتوحي مي توان به کتاب هاي نقد خيال، سيب پرتابي (دفتر شعر)، نقد ادبي در سبک هندي، حماسه هاي صربي (ترجمه و تاليف) و... اشاره کرد. به بهانه انتشار ويراست جديد کتاب «نظريه تاريخ ادبيات» که بسيار جامع تر از نسخه قبلي آن است گفت وگويي با دکتر فتوحي انجام دادم که خواه ناخواه بسياري از مسائل نظري نگارش تاريخ ادبيات در آن مطرح شد. آنچه مي خوانيد حاصل اين گفت وگوست.
به ادامه مطلب برويدپاسخ به اين سوال را در اغلب آثار حافظ پژوهي خود به نحوي از انحاء آوردهام. از جمله در مقدمه <حافظنامه> وجوه امتياز و عظمت حافظ را، در دوازده وجه برشمردهام؛ يا در كتابها و مقالات ديگرم. در اينجا خلاصه بعضي از حرفهاي گذشته را با افزودههاي جديد كه حاصل تاملات و بازانديشيهاي پس از نگارش و طبع حافظنامه در بيست سال پيش- و كتابهاي ديگر است، براي درج در نشريه ارجمند تابان (چاپ قزوين) عرضه ميدارم
براي خواندن ادامه مطلب روي ادامه مطلب كليك كنند
دير يست كه دلدارپيامي نفرستاد
ننوشت سلامي و كلامي نفرستاد
صد نامه فرستادم وآن شاه سواران
پيكي ندوانيد و سلامي نفرستاد
سوي من وحشي صفت عقل رميده
آهو روشي كبك خرامي نفرستاد
دانست كه خواهد شدنم مرغ دل از دست
وز آن خط چون سلسله دامي نفرستاد
فرياد كه آن ساقي شكر لب سر مست
دانست كه مخمورم و جامي نفرستاد
حافظ به ادب باش كه واخواست نباشد
گر شاه پيامي به غلامي نفرستاد